المسعودي ( مترجم : م . ابو القاسم پاينده )

355

التنبيه والإشراف ( فارسي )

بازگشت و صفار به جنديشاپور ولايت اهواز رفت و در شوال سال دويست و شصت و پنجم آنجا درگذشت . كشته شدن على بن محمد صاحب الزنج كه خويش را به آل ابى طالب نسبت ميداد در صفر سال دويست و هفتادم بود . ظهور وى در نيمهء شوال سال دويست و پنجاه و چهارم بدوران خلافت مهتدى در محل معروف به بر نخل در ناحيهء مفتح از ولايت بصره بود كه بر بصره و بيشتر ولايت اهواز و نواحى مجاور اركان فارس و واسط نعمانيه و جرجرايا ، بر ساحل دجله ، تا طفوف و اطراف كوفه و نواحى ديگر دست يافت . دوران وى از وقت ظهور تا وقتى كه كشته شد چهارده سال و چهار ماه بود . در شمار مقتولان وى از ياران سلطان و غيره از مرد و زن و كودك بشمشير و آتش و غرق و گرسنگى خلاف است . بعضى گفته‌اند يك هزار هزار بود . بيشتر كسان گفته‌اند كه از فزونى بشمار نيايد . بروز دوشنبه چهار روز مانده از جمادى الاخر سال دويست و هفتادم سر او را ببغداد پيش معتضد آوردند و به اين مناسبت راهها را زينت كرده و طاق نصرتها بسته بودند . معتمد يازده روز مانده از رجب سال دويست و هفتاد و نهم در پنجاه سال و چند ماهگى و بقولى چهل و هشت سالگى در بغداد وفات يافت . خلافتش بيست و سه سال و سه روز بود . وى نكو اندام بود با چشمانى درشت و تنى پر مايه با ريشى دراز و سرى بزرگ . وقتى بخلافت رسيد از ياران و غلامان خود بيمناك بود و كارها را به آنها سپرد تا برادرش ابو احمد موفق چنان كه از پيش گفتيم سر رشته را بدست گرفت . وزارت وى با عبيد الله بن يحيى بن خاقان و پس از او با حسن بن مخلد بن جراح ، پس از آن بار دوم با حسن بن مخلد ، سپس با ابو الصقر اسماعيل بن بلبل ، سپس با رسوم با حسن بن مخلد ، سپس با ابو بكر بن صالح بن شيرزاد ، سپس بار دوم با اسماعيل بن بلبل بود . نقش انگشترش « المعتمد